×

در گفتگو با المیادین:
عراقچی: در لحظه شهادت رهبر شهید، من در دفتر ایشان بودم | تنگه هرمز آبراه بین‌المللی نیست

  • کد نوشته: 124642
  • ۰
  • وزیر خارجه در این گفت‌وگو با اشاره به اینکه در لحظه شهادت رهبر شهید، من در دفتر ایشان بودم، گفت: «با وجود اینکه در آن روزها آمریکایی‌ها آرایش نظامی گسترده‌ای اطراف ما ایجاد کرده بودند و احتمال جنگ زیاد بود، روحیه رهبر شهید این‌گونه بود که به پناهگاه نمی‌رفتند و در دفتر خود حضور داشتند.»
    عراقچی: در لحظه شهادت رهبر شهید، من در دفتر ایشان بودم | تنگه هرمز آبراه بین‌المللی نیست
  • به گزارش گیل و دیلم ، سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه در گفت‌وگوی تفصیلی با «شبکه المیادین» به پرسش‌هایی درباره جزئیات تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در جریان جنگ رمضان و تلاش های موازی میدان و دیپلماسی برای مقابله با این تجاوز پاسخ داد.

    لحظه شهادت رهبر شهید، من در دفتر ایشان بودم/ رهبر ما بر قلب‌ها حکومت می‌کرد

    این یک گفت‌وگوی ویژه درباره دیپلماسی، سیاست، مذاکرات و روابط شما با جهان عرب و جهان است. با این حال از شما عذرخواهی می‌کنم، شما اشاره کردید به سید خامنه ای شهید بزرگ رحمه‌الله. وقتی ایشان در آن فاجعه بزرگ به شهادت رسیدند، چگونه این خبر را دریافت کردید؟ آیا پشت‌صحنه‌هایی هست که بتوانید درباره‌اش صحبت کنید؟ البته نمی‌خواهم درباره رابطه شخصی‌تان با ایشان صحبت کنید، چون می‌دانم علاقه‌ای به این موضوع ندارید و شاید آن را تبلیغاتی بدانید. اما به‌صورت تحلیلی بفرمایید، چگونه بود؟

    لحظه شهادت ایشان، من در دفترشان بودم. یعنی در لحظه‌ای که حمله شد، من هم در همان دفتر حضور داشتم. دفتر حضرت آقا. یادتان هست که روز پنجشنبه ما در ژنو مذاکرات داشتیم، جمعه به تهران برگشتم و شنبه این اتفاق افتاد. شنبه ساعت ۹ صبح به دفتر ایشان رفته بودم و با یکی از مقامات دفتر قرار داشتم تا درباره مذاکرات ژنو گزارش بدهم و همچنین درباره فضایی که از روز جمعه ایجاد شده بود و احتمال جنگ را خیلی بیشتر کرده بود صحبت کنم. ساختمانی که ما در آن نشسته بودیم هدف قرار گرفت، اما بخشی که ما در آن بودیم سالم ماند و بخش دیگری از ساختمان تخریب شد.

    در لحظه انفجار من آنجا بودم. اولین سؤالی که به ذهنم آمد و اولین نگرانی‌ که برایم ایجاد شد این بود که وضعیت حضرت آقا چگونه است. امیدوار بودم که ایشان آن لحظه در دفترشان نباشند، اما حدس می‌زدم طبق روال کاری در دفتر حضور داشته باشند. با وجود اینکه در آن روزها آمریکایی‌ها آرایش نظامی گسترده‌ای اطراف ما ایجاد کرده بودند و احتمال جنگ زیاد بود، روحیه رهبر شهید این‌گونه بود که به پناهگاه نمی‌رفتند و در دفتر خود حضور داشتند.

    از همان لحظه، در حالی که در حال خارج شدن از زیر آوار بودیم، تمام فکر من این بود که آیا ایشان هم هدف قرار گرفته‌اند یا نه. از ساختمان خارج شدیم و من به وزارت امور خارجه برگشتم و تا چهل روز به خانه نرفتم. در وزارت خارجه تلاش کردیم صدای حقانیت مردم ایران را به گوش دنیا برسانیم و از موضع کشور دفاع کنیم و روحیه قوی و با اعتماد به نفس ایران و ایرانیان را به دنیا نشان دهیم. در آن یکی دو روز اول بسیار نگران بودم که چه اتفاقی برای ایشان افتاده، تا اینکه خبر شهادت تأیید شد.

    این غمی است که هرگز فراموش نمی‌شود. زخمی بر قلب ما وارد شد که شاید هیچ‌وقت بهبود پیدا نکند. البته نظام جمهوری اسلامی ایران قوی‌تر از آن است که به افراد متکی باشد. بلافاصله ساختارهای نظام فعال شد، رهبری جدید انتخاب شد و خامنه‌ای جوان به جای خامنه‌ای پدر انتخاب شد و دل ما آرام گرفت. اما آن لحظات را هیچ‌وقت نمی‌توانم فراموش کنم؛ در لحظه بمباران، آن‌قدر که نگران رهبر بودم، نگران خودم نبودم. این یک نقطه عطف در تاریخ ایران شد؛ نقطه‌ای که قدرت ایران را به دنیا نشان داد.

    برخلاف تصور دیگران که فکر می‌کردند این باعث ضعف و فروپاشی می‌شود، دقیقاً برعکس شد و به نقطه قوت تبدیل شد و این به برکت خون رهبر شهید و سایر شهدا بود.

    آیا درست است که گفته می‌شود به رهبر شهید توصیه شده بود که محل را ترک کنند؟

    نقل شده که ایشان فرموده بودند: زمانی به پناهگاه می‌روم که همه مردم ایران امکان رفتن به پناهگاه را داشته باشند و چون این امکان برای همه نیست، من هم کنار مردم می‌مانم و هر اتفاقی برای مردم بیفتد برای من هم بیفتد. این تفاوت رهبری بر قلب‌ها با رهبری معمولی است. رهبر ما بر قلب‌ها حکومت می‌کرد. رهبری بر قلب هم این است که همراه مردم و در کنار مردم باشید و رهبر ما با خون خود آن را ثابت کرد.

    در جنگ اخیر در سطح راهبردی غافلگیر نشدیم

    آیا انتظار جنگ را بعد از بازگشت از ژنو داشتید؟

    روز جمعه، همه شواهد نشان می‌داد که جنگ رخ خواهد داد. ما حتی پیش از مذاکرات ژنو نیز احتمال جنگ را بسیار بالا می‌دانستیم پیش از آغاز مذاکرات، این موضوع را در مجلس شورای اسلامی نیز مطرح کرده بودم؛ هم در جلسه‌ای غیرعلنی و هم بعداً در مصاحبه‌ای اعلام کردم که ما برای مذاکره می‌رویم، اما همه احتمالات، از جمله وقوع جنگ را نیز در نظر داریم. نیروهای مسلح ما آماده هستند و دولت نیز برای هر شرایطی آمادگی دارد.

    با این حال، ما به‌عنوان دستگاه دیپلماسی وظیفه خود می‌دانستیم که مسیر مذاکره را نیز دنبال کنیم. بنابراین، با آمادگی کامل نسبت به هر حادثه‌ای، از جمله احتمال جنگ، در این مذاکرات شرکت کردیم و در سطح راهبردی هرگز غافلگیر نشدیم. البته ممکن است در سطح تاکتیکی، برخی رخدادها مانند شهادت بعضی افراد غافلگیرکننده بوده باشد، اما در سطح راهبردی چنین نبود.

    دلیل آن نیز این است که کمتر از دو ساعت پس از حمله، پاسخ ما آغاز شد. با وجود آنکه برخی فرماندهان به شهادت رسیده بودند، واکنش انجام شد و موشک‌ها شلیک شدند. این نشان می‌دهد که همه چیز از قبل پیش‌بینی و آماده شده بود. تمام سناریوها مشخص شده بود؛ اینکه در صورت حمله چه اقداماتی باید انجام شود، چه فرماندهان حضور داشته باشند و چه نداشته باشند. حتی برای هر فرمانده تا چند سطح جانشین تعیین شده بود تا در صورت شهادت، بلافاصله جایگزینی وجود داشته باشد. به همین دلیل، پاسخ ما تقریباً بلافاصله و در فاصله‌ای کوتاه آغاز شد. دستورات لازم از پیش داده شده بود و این اقدام بر اساس همان طرح‌ها و ابتکارات صورت گرفت.

    کشورهای منطقه باید به دنبال سازوکارهای جدیدی برای تأمین امنیت و ثبات جمعی باشند

    آیا ترامپ، اسرائیل، نتانیاهو و کشورهای متحدشان از سرعت، قدرت و گستردگی پاسخ ایران غافلگیر شدند؟

    به نظر من، همه جهان غافلگیر شد. هیچ‌کس انتظار نداشت که با توجه به ضرباتی که وارد شده بود، ایران بتواند به این سرعت پاسخ دهد و مهم‌تر از آن، بتواند چهل روز مقاومت کند. این موضوع شوخی نیست که کشوری در برابر یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان، که حتی به سلاح هسته‌ای مجهز است و در کنار آن، در برابر یک نیروی نظامی دیگر مانند رژیم صهیونیستی، چهل روز ایستادگی کند و در نهایت آن‌ها را وادار به درخواست مذاکره و آتش‌بس نماید.

    من با بسیاری از مقامات کشورهای مختلف، چه در منطقه و چه خارج از منطقه، گفت‌وگو داشتم. تعابیر جالبی به کار می‌بردند؛ برخی می‌گفتند ایران در این جنگ خود را ثابت کرد، برخی دیگر می‌گفتند ایران از این جنگ قوی‌تر بیرون آمد و برخی نیز از «شگفتی» سخن می‌گفتند. در مجموع، این جنگ به نقطه قوت ایران تبدیل شد. هرچند خساراتی نیز وارد شد، اما از نظر راهبردی دستاوردهای بسیار مهمی حاصل شد. جهان دریافت که قدرت واقعی مردم و دولت ایران تا چه اندازه است و متوجه شدند که با کشوری قدرتمند روبه‌رو هستند که باید با آن تعامل کنند.

    همچنین، بسیاری از مسائل منطقه‌ای نیز در جریان این جنگ روشن شد. مشخص شد که حضور نیروهای آمریکایی در منطقه نه‌تنها کمکی به امنیت نکرده، بلکه در مواردی به عامل ناامنی تبدیل شده است. کشورهای منطقه بر اساس محاسبات امنیتی خود، پایگاه‌های نظامی در اختیار آمریکا قرار داده بودند و به نوعی امنیت خود را به چتر حمایتی آن وابسته کرده بودند. اما در عمل مشخص شد که این چتر امنیتی نه‌تنها مفید نبوده، بلکه حتی به ضد امنیت تبدیل شده است. اگر این پایگاه‌ها در کشورهای منطقه وجود نداشت، اساساً حمله‌ای نیز متوجه آن‌ها نمی‌شد.

    به عبارت دیگر، همان پایگاه‌هایی که قرار بود امنیت ایجاد کنند، خود به عامل ناامنی تبدیل شدند. به نظر من، این موضوع نگاه امنیتی در منطقه را دگرگون کرده است و کشورهای منطقه باید به دنبال سازوکارهای جدیدی برای تأمین امنیت و ثبات جمعی باشند.

    این دیدگاه اکنون در میان رهبران، مقامات، رسانه‌ها و اندیشکده‌های منطقه در حال شکل‌گیری است. به اعتقاد من، این جنگ نقطه عطفی برای منطقه، به‌ویژه منطقه خلیج فارس بود تا به سمت ساختارهای امنیتی بومی و مستقل از قدرت‌های خارجی حرکت کند. این یک تحول مهم و اساسی خواهد بود. من فکر می‌کنم این تحول دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد، چرا که اکنون تجربه‌ای روشن در اختیار داریم. و امیدوارم که آینده منطقه ما به لحاظ امنیتی بهتر از گذشته خواهد بود.

    برخی کشورهای منطقه، هشدارهای ایران پیش از جنگ را جدی نگرفتند

    آیا پاسخ مستقیم شما به پایگاه‌ها و منافع آمریکا و حتی آنچه درباره منافع اسرائیل در برخی کشورهای خلیج فارس گفته می‌شود به اطلاع این کشورها رسانده شده بود؟

    در سفرهایی که به کشورهای منطقه داشتم، به‌صراحت به همه آن‌ها گفته بودم که ما خواهان جنگ نیستیم، اما اگر جنگی به ما تحمیل شود، قطعاً از خود دفاع خواهیم کرد. همچنین تأکید کرده بودم که پایگاه‌های آمریکا در خاک این کشورها، بخشی از عملیات نظامی علیه ما محسوب خواهند شد و در نتیجه، ما ناچار خواهیم بود واکنش خود را متوجه این پایگاه‌ها کنیم. این موضوع به‌روشنی به کشورهای منطقه اطلاع داده شده بود. شاید برخی از آن‌ها این هشدار را جدی نگرفتند یا تصور می‌کردند که ما توان انجام چنین اقدامی را نداریم. اما در همان روزی که جنگ آغاز شد، بلافاصله با کشورهای منطقه تماس گرفتم و اعلام کردم که در پاسخ به تجاوز صورت‌گرفته، پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار خواهیم داد.

    در عین حال تأکید کردم که این اقدام، حمله به خاک آن کشورها محسوب نمی‌شود، بلکه صرفاً متوجه پایگاه‌های آمریکایی مستقر در آنجاست. پیش از آن نیز این موضوع را به کشورهای خلیج فارس گفته بودم و در روز آغاز جنگ، با اکثر آن‌ها تماس برقرار کردم. البته در برخی موارد، به‌دلیل عدم دسترسی فوری، تماس برقرار نشد. از جمله با بحرین که به‌دلیل نبود روابط دیپلماتیک، ارتباط دشوارتر بود؛ هرچند به‌صورت شخصی با وزیر خارجه آن کشور ارتباط داشتم، اما در آن روز تماس برقرار نشد. با این حال، با بیشتر کشورهای منطقه این موضوع را در میان گذاشتم. در طول جنگ نیز این تماس‌ها ادامه داشت، با برخی بیشتر و با برخی کمتر. به‌ویژه با وزیر خارجه عربستان سعودی به‌طور مستمر در ارتباط بودم و حتی شب گذشته نیز گفت‌وگویی داشتیم.

    ما متأسفیم که از خاک و حریم هوایی این کشورها برای حمله به جمهوری اسلامی ایران استفاده شد. البته میزان این همکاری در میان کشورها متفاوت بود؛ برخی بیشتر و برخی کمتر درگیر بودند. موضع اعلامی همه آن‌ها این بود که اجازه چنین استفاده‌ای را نمی‌دهند، اما در عمل، ایالات متحده از این امکانات بهره برد. نمونه‌های متعددی در این زمینه وجود دارد. برای مثال، در کویت اعلام شد که چند فروند جنگنده دچار حادثه شده‌اند، اما این پرسش مطرح نشد که اساساً این هواپیماها در آن منطقه چه می‌کردند. ما اسناد و مدارک فراوانی در اختیار داریم که نشان می‌دهد از حریم برخی کشورها به‌طور مکرر علیه ما استفاده شده است و این موضوع را نیز به‌طور مداوم به آن‌ها تذکر داده‌ایم.

    ممکن است برخی از این کشورها توان جلوگیری از این اقدامات را نداشته باشند یا در مواردی تمایل به جلوگیری نشان نداده باشند، اما در هر صورت، این مسئله موجب تأسف است.

    با این حال، تأکید می‌کنم که ما هیچ‌گاه قصد نداشته و نداریم که به این کشورها آسیبی وارد شود. هدف ما صرفاً پایگاه‌ها، تأسیسات و نیروهای آمریکایی است که متأسفانه در خاک این کشورها حضور دارند و از همان‌جا علیه ما اقدام کرده‌اند. تمامی این موارد با اسناد دقیق ثبت شده و حتی در شورای امنیت سازمان ملل نیز ارائه شده است. این وضعیت به نقطه‌ای تلخ در روابط ما با برخی از کشورهای منطقه تبدیل شده است، اما ما نمی‌خواهیم آینده نیز بر همین اساس شکل بگیرد.

    به همین دلیل است که بر ضرورت ایجاد ساختارهای جدید امنیتی در منطقه تأکید داریم. ما سال‌ها در کنار یکدیگر در این منطقه زندگی کرده‌ایم و در آینده نیز چنین خواهد بود.

    نیروهای خارجی ممکن است بیایند و بروند، اما این ما هستیم که باید در کنار یکدیگر زندگی کنیم. بنابراین، لازم است به سازوکاری برسیم که امنیت، ثبات و توسعه اقتصادی را برای همه کشورهای منطقه تضمین کند. پیشرفت اقتصادی نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت است. از این رو، امیدواریم پس از پایان این جنگ، وارد مرحله‌ای مثبت و سازنده در روابط منطقه‌ای شویم و بتوانیم ساختاری نوین بر پایه صلح و توسعه مشترک ایجاد کنیم.

    تنگه هرمز آبراه بین‌المللی نیست

    طبیعتاً برخی مسائل و فشارها هم‌زمان وجود دارد، اما موضوعات مهمی درباره روابط ایران با کشورهای عربی، به‌ویژه کشورهای خلیج فارس مطرح است. در خصوص عمان، روابط ایران با این کشور همواره تاریخی، دوستانه و برادرانه بوده است؛ چه در دوران سلطان قابوس و چه در دوره سلطان هیثم. به نظر می‌رسد تفاهمات جدی میان دو کشور درباره تنگه هرمز در حال شکل‌گیری است. آیا می‌توان این موضوع را تأیید کرد؟

    ما با عمان رابطه بسیار دوستانه و برادرانه داریم. در جنگ اخیر هم خب شاهد بودید که هیچ صدمه‌ای به عمان وارد نشد، الا یکی دو تا حادثه که یا در اصل اشتباه بود یا در اصل سوءتفاهم. ما ارتباطات بسیار نزدیکی داریم. همان‌طور که شما اشاره کردید، به‌طور خاص در مورد تنگه هرمز الان با هم در حال مشورت هستیم. تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. اینجا یک آبراه بین‌المللی نیست. بخشی از تنگه جز آب‌های سرزمینی ایران است، بخشی‌اش آب‌های سرزمینی عمان است. لذا ایران و عمان به‌عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز حق طبیعی دارند که برای اداره تنگه هرمز و مدیریت رفت‌وآمد در آن با همدیگر مشورت کنند و با همدیگر تصمیم‌گیری کنند و این کاری است که ما داریم انجام می‌دهیم.

    الان تلاش ما و دوستان ما در عمان این است که هر کاری که برای اداره تنگه هرمز صورت می‌گیرد کاملاً منطبق بر حقوق بین‌الملل باشد و بر اساس موازین حقوق بین‌الملل این اداره را تنظیم خواهیم کرد. این‌که جزئیات آن چگونه خواهد بود در حال بررسی بین ما و عمان است. البته با بقیه کشورهای منطقه خلیج فارس هم مشورت خواهیم کرد. ما هم ما و هم دوستان‌مان در عمان تأکید داریم که با کشورهایی که در اطراف این تنگه هستند، یعنی در منطقه هستند و تنگه هرمز برای‌شان مهم است، مشورت داشته باشیم، در مورد اداره تنگه هرمز با هم همفکری بکنیم، ولی نهایتاً این بین ایران و عمان تصمیم‌گیری خواهد شد و تصمیم ما برای این است که عبور امن برای همه کشتی‌ها تضمین شود و این کار در سلامت کامل صورت بگیرد و مشکلی نباشد.

    سفر هیئت ایرانی به قطر با نتایج خوبی همراه شد

    با وجود این‌که در جریان جنگ چهل روزه مشکلاتی رخ داد، با این حال به نظر می‌رسد که به خواست هر دو طرف و شاید به دلیل تجربه این دوره و همچنین به دلیل بررسی برخی کشورهای خلیج فارس، روابط در حال بهبود است؛ اما سوال این است که هدف سفر شما و آقای قالیباف و ملاقات با امیر قطر چه بود؟

    من اول یک جمله در تکمیل سؤال قبلی اضافه کنم. من گفتم که ما خواهان عبور امن همه کشتی‌ها از تنگه هرمز هستیم. به طور طبیعی منظور من همه کشتی‌های غیرنظامی است. این را خواستم روشن باشد. اما در مورد قطر، قطر کشور دوست ماست. ما روابط بسیار خوبی همواره با قطر داشته‌ایم. البته متأسفانه در جنگ اخیر از پایگاه آمریکا در قطر علیه ما استفاده شد. از فضای قطر استفاده شد. ما این را به دوستان قطری گفته بودیم. همزمان ما از برادران‌مان در قطر متشکریم که برای رسیدن به یک راه‌حل عادلانه بین ایران و آمریکا تلاش کردند و کمک کردند. در کنار پاکستان البته زحمت اصلی را پاکستان کشید.

    پاکستان کشور واسط و میانجی بین ایران و آمریکا است. ما از تلاش‌های کشور پاکستان بسیار متشکریم. شخص آقای شهباز شریف، شخص آقای فیلدمارشال عاصم منیر، همین‌طور آقای اسحاق دار وزیر امور خارجه و دیگر مسئولین پاکستانی خیلی زحمت کشیدند و مسیر مهمی با کمک دوستان پاکستانی طی شد. در مقاطع مختلف برادران قطری هم کمک کردند، به‌خصوص در مسائل مالی به خاطر سابقه‌ای که بین ما و آن‌ها هست. قبلاً هم یک بار یک تبادل مالی بین ما و آمریکا از طریق قطر صورت گرفت که متأسفانه تجربه موفقی نبود.

    با این حال در دوره اخیر در حوزه مسائل مالی قطر تلاش کرد نقش سازنده‌ای ایفا کند. به همین دلیل سفر هیئت ایرانی (بنده و آقای قالیباف) آن کشور انجام شد و می‌توانم بگویم نتایج خوبی هم داشتیم، البته با این امید که در نهایت یک توافق کامل در یک بسته نهایی حاصل شود.

    تماس تلفنی منظم با وزیر خارجه عربستان دارم

    شاید بتوان گفت رابطه میان ایران و عربستان سعودی یکی از ارکان اصلی ثبات در ایران و منطقه است، اگر این ارزیابی درست باشد. ارزیابی شما از وضعیت فعلی ارتباط با عربستان چیست؟ و شخصیت فیصل بن فرحان را چگونه می‌بینید که به نظر می‌رسد مانند برخی دیگر دچار دوگانگی در گفتار نیست؟

    عربستان کشوری بزرگ و بازیگری مهم در منطقه خلیج فارس در کنار ایران است. ما معتقدیم ایران و عربستان می‌توانند با همکاری یکدیگر ساختارهای امنیتی مناسبی برای منطقه طراحی کنند و صلح، ثبات و پیشرفت را به ارمغان بیاورند. به همین دلیل، ما همواره اهمیت زیادی برای روابط با عربستان قائل بوده‌ایم. البته این رابطه فراز و نشیب‌هایی داشته است؛ در برخی دوره‌ها با مشکلاتی مواجه بوده و در دوره‌هایی دیگر پیشرفت‌هایی حاصل شده است. در مقطعی حتی روابط قطع شد، اما با میانجیگری چین دوباره احیا گردید. پس از آن، هر دو کشور تلاش جدی داشتند تا این روابط در مسیر درست و مناسبی حفظ شود و به ثبات برسد. می‌توانم بگویم که مسئولان دولت عربستان در این مسیر جدی بوده‌اند.

    فیصل بن فرحان دوست بسیار خوبی برای من است. ما تقریباً در هر جایی که همدیگر را می‌بینیم گفتگو می‌کنیم و تماس‌های تلفنی منظمی نیز داریم. به نظر من، درک مشترکی میان ما وجود دارد، هرچند در برخی مسائل از جمله موضوعات منطقه‌ای اختلاف‌نظرهایی هم داریم.

    با این حال، ما بر ضرورت گفت‌وگوهای جدی، صریح و در عین حال سازنده میان ایران و عربستان اتفاق نظر داریم؛ چه درباره روابط دوجانبه، چه مسائل منطقه‌ای و چه موضوعات جهان اسلام. ایران و عربستان هر دو کشورهای بزرگی در منطقه و جهان اسلام هستند. ما مصمم به ادامه این روابط هستیم و حتماً گفتگوهایمان را با دوستانمان در عربستان ادامه خواهیم داد. با توجه به حسن نیت موجود، معتقدم می‌توانیم در این مسیر پیشرفت کنیم.

    ایران و امارات در دو سوی خلیج فارس باید با هم زندگی کنند

    اما چرا وضعیت با امارات، به‌ویژه ابوظبی، چنین نیست؟

    بهتر است این سوال را از خودشان بپرسید. شاید دلیل اصلی، نقش عامل اسرائیل باشد. متأسفانه دولت امارات روابط نزدیکی با اسرائیل برقرار کرده و همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و تجاری گسترده‌ای میان آن‌ها وجود دارد. در جریان جنگ اخیر، شواهد و مدارکی وجود داشت که نشان می‌داد آمریکا و اسرائیل از آسمان و خاک امارات استفاده کرده‌اند. حتی اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد امارات در برخی موارد در عملیات نظامی مشارکت داشته است. ترجیح می‌دادم دوستان ما در امارات سیاستی مشابه سایر کشورهای خلیج فارس اتخاذ می‌کردند، در آن صورت امکان داشتن روابط بهتری وجود داشت.

    پیش از جنگ، من با وزیر خارجه امارات، شیخ عبدالله، روابط خوبی داشتم و تماس‌ها و مشورت‌های مستمری میان ما برقرار بود. اما این جنگ باعث افزایش اختلافات شد. همان‌طور که گفتم، ما همسایه هستیم و ناچاریم در کنار یکدیگر زندگی کنیم. کشورهای خارجی روزی منطقه را ترک خواهند کرد و اسرائیل نیز نه‌تنها دردی را درمان نمی‌کند، بلکه بر مشکلات می‌افزاید.

    در نهایت، ایران و امارات در دو سوی خلیج فارس باید با هم زندگی کنند. ما خواهان ایجاد روابطی منطقی، متعادل و مبتنی بر تفاهم با امارات هستیم، بدون دخالت کشورهای خارجی، به‌ویژه بدون دخالت اسرائیل. ما آماده حرکت در این مسیر هستیم و شخصاً نیز آمادگی کامل دارم تا روابط را به وضعیت پیش از جنگ، بلکه بهتر از آن بازگردانیم. هیچ راهی جز بازگشت به روابطی مبتنی بر احترام متقابل و منافع مشترک میان ایران و امارات و همچنین با سایر کشورهای منطقه وجود ندارد.

    رهبر جدید کاملاً زمام امور را در دست دارد

    آیت الله مجتبی خامنه‌ای اکنون رهبر است، اما حضور علنی زیادی نداشته است. بر اساس شناخت شما، او را به‌عنوان یک انسان و یک رهبر که اکنون این پرونده‌ها را مدیریت می‌کند چگونه توصیف می‌کنید؟ و آیا درست است که ترامپ گفته با او دیدار کرده؟ نمی‌دانم کجا، اما امروز چنین چیزی نوشته شده بود. یا اینکه می‌خواهد با او دیدار کند؟

    خبری که من دیدم ظاهراً نشان می‌داد که ترامپ گفته آماده دیدار با اوست یا قصد دارد چنین دیداری انجام دهد. اما درباره آن توییتی که شما اشاره کردید، هنوز آن را ندیده‌ام. در هر صورت، به نظر من باید واقع‌بین باشیم و در دنیای واقعی فکر و زندگی کنیم. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای اکنون رهبر جمهوری اسلامی ایران است و حضور بسیار نزدیک و تأثیرگذاری در روند تحولات کشور دارد. او کاملاً زمام امور را در دست دارد. با توجه به ملاحظات امنیتی، نهادهای امنیتی توصیه نمی‌کنند که حضور علنی او بیش از این افزایش یابد. با این حال، ارتباطات ما با ایشان برقرار و مستمر است و رهنمودهای او در زمان مناسب به ما می‌رسد و با دقت اجرا می‌شود.

    همچنین در سطح کشور اجماع ملی نسبت به رهبری او وجود دارد. به نظر من، این موضوع یکی از نقاط قوت فعلی کشور است، چرا که هیچ خللی در رهبری کشور به وجود نیامده است. میزان محبت و حمایتی که مردم نسبت به رهبر شهید نشان می‌دادند، اکنون نیز نسبت به رهبر جدید دیده می‌شود.

    علاوه بر این، سطح اطاعت و پیروی و نیز سطح مدیریت و تدبیری که پیش‌تر وجود داشت، اکنون نیز همان‌گونه ادامه دارد. خوشبختانه همه امور در مسیر بسیار خوبی پیش می‌رود. به اعتقاد من، آمریکا باید واقعیت‌های ایران را درک کند و بپذیرد که با یک جمهوری اسلامی قدرتمند روبه‌رو است و روابط خود را بر این اساس تنظیم کند؛ کشوری که نه‌تنها در سطح منطقه بلکه فراتر از آن نیز نقش‌آفرین است. ما در یک دنیای واقعی زندگی می‌کنیم و باید واقعیت‌ها را همان‌گونه که هستند در نظر بگیریم

    نویسنده: اُمید غمخوار

    لینک کوتاه مطلب:

    https://gildeylam.ir/?p=124642

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *