به گزارش گیل و دیلم، ابوذر ندیمی با اشاره به رفتارشناسی جریانی که انعکاس دیدگاههایش در برخی تریبونها بسیار مشهود است، اظهار کرد: همه طرفداران ایران، انقلاب، امام و رهبر و همه کسانی که در مقابل دشمن واحد، متجاوز و متخاصم قرار دارند در یک جبهه هستند و افراد و جریانهایی که ادعای تبعیت از نظام و انقلاب را دارند، اما صدای تفرقه و لجبازی از آنان بلند است، در جبهه دیگر قرار میگیرند.
وی رفتار و گفتار این جریان را با مواضع وحدتطلبانه رهبری انقلاب مغایر توصیف کرد و گفت: وحدت یک انتخاب سلیقهای، حزبی، گروهی یا شخصی نیست. وحدت از یک سو دارای اعتبار جمعی و از سوی دیگر دارای اعتبار دینی و همچنین اعتبار حقوقی است. مخالفت با وحدت، تفسیر سلیقهای از وحدت یا مصادره آن عملا موجب تفرقه میشود و میتواند به فاصلهگرفتن برخی از ساحت دفاع از ارزشها، بهویژه دفاع از خاک، وطن، دین منجر شود.
این فعال سیاسی با بیان اینکه تفرقه به نفع دشمن است، افزود: هر نوع گفتار یا رفتار تفرقهافکنانه، اختلاف و جدایی موجب جسورتر شدن دشمن خواهد شد. همانگونه که بخشی از استنادات دشمن در گذشته و حال به مسائل داخلی و این قبیل رفتارها مستند میشود. به بیان دیگر بهانهجوییها و بهانهسازیهای دشمنان عمدتا با استناد به رفتارهای تفرقهافکانه و مغایرت با وحدت ملی متمرکز است. اینکه القا کنند برخی با انقلاب و نظام همراه نیستند یا مدعی شوند مثلا در تجمعات شبانه از تندرویها حمایت میشود، از این قبیل است.
ندیمی با تاکید بر اینکه تبعیت از «رهبری» معیار سنجش افکار و عملکردهاست، گفت: فارغ از اینکه هر فرد چه نظر، سلیقه یا برداشتی دارد، اگر دیدگاههای افراد، افراطیتر یا سستتر از نظرات رهبری باشد در عمل به معنای همراهی با دشمن است. در این شرایط فرقی نمیکند که چه نام یا عنوانی برای این جریانها و افراد انتخاب شود.
نباید جریان اقلیت به مراکزی که دارای جایگاه و تریبون هستند، راه پیدا میکردند
نماینده ادوار ششم، هفتم و نهم مجلس با اشاره به دیدگاه بخشی از جامعه نسبت به جریان اقلیت صاحبتریبون، گفت: گفتار و رفتار تندروها این ذهنیت را در بخشی از جامعه ایجاد کرده که این جریان از هر قانونی مصونیت و در حاشیه امن قرار دارند. در حالی که اکنون در شرایطی نیستیم که بر سر برداشتهای شخصی چانهزنی کنیم و بگوییم چنین برداشتی دارم یا آن نظر را میپسندم و بخواهیم نظری را بر کل جامعه تحمیل کنیم. اگر این دیدگاهها از روی ناآگاهی جریان اقلیت دارای تریبون بیان میشود اساسا نباید چنین افرادی به مراکزی که دارای جایگاه و تریبون هستند، راه پیدا میکردند. مواضع این جریان با هدف کاشتن بذر تفرقه در جامعه در برخی تریبونها مطرح و طبیعتا به نفع دشمن تمام میشود بنابراین باید با آنان برخورد شود.
ندیمی با بیان اینکه برخی افراد و جریانهای تندرو به خود اجازه میدهند در هر جایگاه و سمتی به تسویهحسابهای فردی، حزبی، انتخاباتی و سیاسی بپردازند، گفت: در وضعیت حساس «نه جنگ و نه صلح» استفاده از تریبونهای رسمی، چه در خیابان، چه در رسانهها و چه در هر بستر دیگری برای طرح مسائل تفرقهافکنانه و ضدوحدت ملی خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن ریختن است.
استفاده از تریبونهای رسمی برای طرح مسائل تفرقهافکنانه، آب به آسیاب دشمن ریختن است
وی افزود: تفرقه به نفع جریانهای تندرو است که نانشان در روشن نگهداشتن شعلههای جنگ و دعواست، اما آیا این جریان به فاصله گرفتن از رهبری و مواضع حکیمانه ایشان و پیامدهایی که این رفتارشان از منظر جهانی و داخلی به دنبال دارد، توجه میکند و اهمیتی به آن میدهد؟ در حالی که افراد و جریانی که رهبری را محور وحدت، مرکز همگرایی و قطب انسجام اجتماعی میدانند، باید بیش از دیگران مراقب کلام و رفتارشان باشند، زیرا در این شرایط دو مشکل ایجاد میشود. نخست پارادوکسی که میان عقیده و عمل آنها شکل میگیرد و دوم آثار و نتایج عملکردهایشان.
ندیمی ادامه داد: در بخش نخست این پرسش مطرح است که اگر دیدگاههای امروز این جریان برخلاف مواضع گذشتهشان است آیا این تغییر صرفا برای حذف جریان رقیب که پشت سر رهبری و در راستای منویات ایشان اقدام میکنند، است؟ اگر چنین باشد با نوعی نفاق و ریاکاری روبهرو هستیم، اما اگر این باور واقعیِ جریان تندرو باشد باز هم با شرایط بدی مواجهیم. نمیتوان از یک سو ادعای همراهی با خط رهبری شهید را داشت و از سوی دیگر به الزامات آن پایبند نبود.
نماینده ادوار ششم، هفتم و نهم مجلس تاکید کرد: افراد و جریانانی که تحت عناوینی همچون تندروی یا هر عنوان دیگری در برابر انقلاب، مردم، خیابان، دیپلماسی و میدان قرار میگیرند، دوست محسوب نمیشوند. ممکن است این افراد نقش عوامل آماتور دشمن را ایفا کنند و در هر صورت عملکردشان به سود دشمن باشد.
انصاف نیست خلاف خط رهبری عمل شود
این فعال سیاسی تأکید کرد: معنای این سخن آن است که باید بپذیریم فصلالخطاب در این شرایط حساس چیست. در شرایطی که ایران در برابر دو متجاوز هستهای و پنج کشور پایگاه آمریکا قرار گرفته و با وضعیت ویژهای مواجه است، انصاف نیست خلاف خط رهبری عمل شود. همه باید به ریسمان رهبری چنگ بزنیم.
ندیمی وظیفه دستگاه قضایی در برخورد با جریان اقلیت صاحب تریبون را روشن توصیف کرد و گفت: از این پس دادستان کل کشور و قوه قضائیه باید قاطعانه با هر فرد، حزب، گروه و جریانی که در این شرایط حساس به هر شکل موجب تشتت، تفرقه و جدایی در خطوط انقلاب میشوند و به جای حمایت از خط کلی نظام و رهبری در موضوعاتی مانند مذاکره یا ترک مذاکره و مسائل مشابه مواضع تفرقهآمیز اتخاذ میکند، برخورد کنند. مدعیالعموم باید وارد میدان شود، فراخوان دهد و با این افراد برخورد کند.
رفتار جریان اقلیت صاحب تریبون هموزن «فتنه» است
وی با بیان اینکه فتنه جریان اقلیت صاحب تریبون کمتر از تفرقه نیست، گفت: دین مبین ما فتنه را حتی از قتل نیز بزرگتر میداند بنابراین باید در برابر فتنهگران و تفرقهافکنان در هر لباس و با هر سابقهای ایستاد. امروز دشمن دهها میلیارد دلار خسارت به کشور وارد کرد و فرماندهان و شخصیتهای بزرگ و ارزشمندی را در کنار جمعی از مردم از ما گرفت.
این فعال سیاسی در ادامه گفت: ما مذاکره را یک ابزار میدانیم، نه یک هدف. این ابزار نیز از سوی رهبر انقلاب و در چارچوب وظایف، اختیارات و تکالیفی که قانون اساسی و حقوق اساسی برای ایشان تعریف کرده، مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو ایستادن در برابر مذاکره، پیامد مثبتی ندارد، زیرا در عین باور به توانمندیهای کشور، نمیخواهیم شاهد نابودی نسلها، آسیب به اقتصاد و انسانیت یا از دست رفتن جمعیت و منابع کشور باشیم.
ندیمی در پاسخ به این پرسش که جریان اقلیت دارای تریبون از حمایت رسانهای برخوردار است یا رسانههایی تحت تأثیر آنها عمل میکنند، گفت: هر رسانهای که در این شرایط در کنار ملت، نظام و رهبری قرار داشته باشد، وظیفه دارد در جهت تقویت انسجام و مدیریت افکار عمومی حرکت کند و اگر غیر این باشد نشان میدهد هم به وظیفه قانونی خود عمل نکردهاند و هم در مغایرت با تاکید رهبری مبنی بر حفظ و تقویت انسجام و اتحاد ملی عمل کردهاند.
رزمنده واقعی کسی است که از رهبری تبعیت کند
این نماینده ادوار مجلس ادامه داد: رزمنده واقعی در این مقطع و در این نبرد در برابر آمریکا و رژیم اشغالگر، کسی است که تمکین و تبعیت از رهبری را وظیفه خود بداند. هیچ جریان اقلیتی حتی اگر خود را منتسب به خانواده نظام و انقلاب و شهدا بداند، حق ندارد در چنین شرایطی در قبال دو دشمن متجاوز و غدار، رفتاری از خود بروز دهد که نتیجه آن به سود دشمن باشد. اینکه این افراد چه سابقه، جایگاه یا پیشینهای دارند، نمیتواند توجیهی برای عملکرد آنان باشد و نباید به عنوان عذر یا بهانهای برای چشمپوشی از اقداماتشان مورد استناد قرار گیرد.
وی تصریح کرد: درباره اینکه این افراد با چه پیشینهای، با چه کارکردی، با چه منابعی و یا با چه حمایتهای داخلی یا حمایتهای خارجی فعالیت میکنند، قصد داوری ندارم، زیرا دستگاههای مسئول برای رسیدگی به این امور وجود دارند و وظایف خود را انجام خواهند داد، اما مسلم است که هیچگونه مسامحه یا تعارفی در این زمینه نباید وجود داشته باشد و نوع لباس، جایگاه فردی یا حزبی و سوابق گذشته نباید دلیلی برای معافیت از پاسخگویی باشد.
ندیمی در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر نفوذ این جریانها در رسانهها و تاثیر آن بر میزان اعتماد عمومی به رسانههای داخلی گفت: رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی نقش تعیینکننده دارند و نمیتوان آنها را بیتأثیر دانست. برای مثال، در مقاطعی محدودیتهایی برای اینترنت اعمال شده و استدلال این بوده که برخی اظهار نظرها ممکن است زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کند. همین منطق درباره افرادی که از تریبونهای عمومی، رسانهها یا حتی رسانه ملی برای طرح دیدگاههای تفرقهآمیز استفاده میکنند قابل طرح است.
نماینده پیشین مجلس ادامه داد: رسانه ملی به ویژه، رسانه شخصی یا متعلق به یک جریان خاص نیست، بلکه رسانه نظام جمهوری اسلامی است. به همین دلیل در ساختار حکمرانی، مجموعه تصمیمسازان، تصمیمگیران، مدیران ارشد کشور، قوای سهگانه و سایر ارکان حاکمیتی در قالب یک کلیت تعریف میشوند بنابراین رسانه ملی متعلق به مردم است و سایر رسانههایی که از امکانات عمومی، یارانههای دولتی یا ظرفیتهای ناشی از امنیت و ثبات کشور استفاده میکنند نیز به نوعی در برابر مردم مسئولیت دارند.
از رسانه ملی و سایر رسانهها انتظار است در مسیر تقویت انسجام ملی گام بردارند
این فعال سیاسی اظهار کرد: درباره رسانههایی که از یارانههای عمومی بهره میبرند یا با عناوین مختلف از امکانات حاکمیتی استفاده میکنند، تعریف مشخصی وجود دارد و آن اینکه در مواجهه با جنگ، تهدید و تجاوز خارجی باید در جهت منافع ملی حرکت کنند. اگر فردی نظری دارد، نخست باید آن را از طریق سازوکارهای مشخص و قانونی مطرح کند تا خود به عاملی برای ایجاد تفرقه تبدیل نشود و دوم آنکه در استفاده از امکانات عمومی نهایت دقت و کنترل را داشته باشد؛ زیرا آثار چنین اظهارنظرهایی صرفاً فردی یا داخلی نیست و میتواند پیامدهای ملی و حتی بینالمللی داشته باشد.
تبدیل نقد به تفرقه و صفشکنی قابل قبول نیست
ندیمی تصریح کرد: ارائه نظر و نقد، مسیر و سازوکار خاص خود را دارد؛ اما تبدیل آن به تفرقه، تحریک و صفشکنی قابل قبول نیست. یک نماینده مجلس، صرفاً نماینده است و به تنهایی کل مجلس محسوب نمیشود. حتی اگر تعداد زیادی از نمایندگان نیز دیدگاهی مشترک داشته باشند، تا زمانی که آن دیدگاه از مسیر قانونی عبور نکرده باشد، واجد اعتبار حقوقی لازم نخواهد بود.
هیچ فردی نمیتواند با استناد به جایگاه خود صحبت کند و آن را موضع قانون بداند
این نماینده ادوار مجلس گفت: قانون برای همه امور سازوکار مشخصی پیشبینی کرده است؛ از طرح و لایحه گرفته تا تذکر، سؤال، استیضاح و سایر ابزارهای قانونی بنابراین هیچ فردی نمیتواند صرفاً با استناد به جایگاه خود، خارج از این فرآیندها سخن بگوید و آن را به عنوان موضع قانون مطرح کند. همانگونه که رئیس مجلس بدون اختیار قانونی نمیتواند در امور اجرایی وزارت امور خارجه مداخله کند، سایر افراد نیز باید حدود وظایف، اختیارات و مسئولیتهای خود را بشناسند. از این رو به نظر میرسد جریان اقلیت دارای تریبون که در برابر تصمیمات قانونی دولت، مجلس یا رهبری موضعگیری میکنند، درک دقیقی از حدود اختیارات و تکالیف خود ندارند





دیدگاهتان را بنویسید