این دوگانگی را که پُررنگ میکنید، یگانه بهره بردار آن رژیم جعلی صهیونیستی است. این کرباسی که گز نکرده پاره میکنید را هم صهیونیستها به اسمِ کفن و طرح ترور به تاجر مرگ میفروشند ولی هزینهاش را باید ملت بدهد.
به گزارش گیل و دیلم ،روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: کاش خود مدعیان، در پرداخت آن پیش قدم میشدند و کاش فقط خودشان هزینه حرفهای خود را میپرداختند آن وقت حق داشتند هرچه به ذهن شان میرسد را به زبان بیاورند و همه توان خود را فریاد کنند بر سر عالم و آدم، اما وقتی قرار است هزینه از حساب همه کسر شود، همه حق دارند جلوی هر گوینده علامت سؤال بگذارند.
آیا پاسخگو خواهند بود؟ آیا پاسخشان دردی را دوا و حسابی را تسویه خواهد کرد؟ کاش دو طرف مسئولیتِ آنچه میگویند و انجام میدهند رابپذیرند. تیم دیپلماسی و دولت مسئولیت نتایج کار خود را بپذیرند. جماعتی که مدعی فتح الفتوح در جنگ هستند هم به همان تعهدی که رئیسجمهور بارها با استناد به نهج البلاغه گفته است التزام داشته باشند «ذِمَّتی بِما أقولُ رَهینَهٌ و أنا بِه زَعیمٌ. گردنم در گرو سخنی است که میگویم و درستی آن را ضمانت میکنم»، اما آیا چنین است؟ آیا گردن را به گوی سخن میگذارند یا برای شکستن گردن رقیب میکوشند حتی اگر سودش را تانیاهو ببرد؟
بیشتر چنین مینماید که عرصه سیاست خارجی را میدان جنگ سیاست داخلی کردهاند. تریبونداران بیسواد هم با به حاشیه راندن اهل حل و عقد میداندار شدهاند.
یادمان هست که از حضرت آیتالله جوادی آملی شنیدیم که خطاب به طلاب میفرمودند: «این سرمایه حیف است به دست چهارتا مداح هدر برود. بر همه ما لازم است منبر برویم به هر نحوی…». این برای زمانی بود که مداحان فقط باد در سرمایه باور مذهبی مردم میزدند وامروز چه باید گفت که علاوه بر باورهای مردم، امروز و فردای شان را هم هدف گرفتهاند. بعضی ازآنها به محض این که تریبون برمی دارند به راهبرد سازی میپردازند. به خود حق میدهند هر باطلی را کلمه و فریاد کنند.
آیتالله همان دوران فرمودند: «مردم را ساده بار آوردن، تهی مغز کردن، خیانت است» این خیانت امروز مضاعف شده است که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک انقلاب را دارند به گرو برمی دارند. باید قوه عاقله نظام تدبیر کند این معضل را. گفتارها و اختلاف افکنیها نباید بیهزینه باشد برای خود خاص پنداران والا هزینههای کشورداری را چنان بالا خواهند برد که در تصور هم نمیگنجد.
بدانیم و به دیگران هم بگوئیم که وظیفه ما عمل به تکلیف است. این عمل نباید ما را به این تصوّر برساند که باید برای ملک و ملت تعیین تکلیف هم بکنیم. آنچه از برخی تریبونها فریاد میشود تعیین تکلیف است به جای انجام تکلیف و این حتی اگربا صد درصد قصد قربت هم همراه باشدبه بازی در زمین دشمن میانجامد. هشدار و هشدار که باید هوشیار باشیم.





دیدگاهتان را بنویسید