به گزارش گیل و دیلم، روزنامه شرق نوشت: تحریمهای غرب صدمات غیرقابل جبرانی را بر پیکره اقتصاد ایران وارد کرده است. تحریمها سبب شده ارتباط شبکه بانکی داخلی با نظام بانکداری بینالمللی مختل شود، مقدار صادرات کاهش یابد یا به علت دادن تخفیف، مبلغ دریافتی ناشی از صادرات تنزل پیدا کند. از سوی دیگر به دلیل تحریمها، بخشی از درآمد حاصل از صادرات بلوکه شده و به کشور بازگردانده نشود.
میزان سرمایهگذاری در صنایع کاهش یابد، ورود تکنولوژی روز دنیا به داخل کشور امکانپذیر نباشد و… . همه موارد مبین این مطلب است که در اثر تحریمها، هزینههایی به اقتصاد ایران تحمیل شده که میتوانست در صورت نبودن تحریمها از اقتصاد ایران حذف شود. خلاصه آنکه در اثر تحریمها، نرخ رشد اقتصادی کاهش یافته، جهشهای چندباره نرخ ارز و تورمهای سهمگین به امری عادی در اقتصاد ایران تبدیل شده و با کاهش درآمد سرانه و قدرت خرید، فقر موجود در جامعه روندی تزایدی داشته است. اما در پس پرده تحریمها، فرصتهای ویژهای برای کسب درآمد و ثروت خلق شده است.
با این تفاسیر عدهای معتقدند تحریمها هیچگونه اثر مخربی بر اقتصاد ایران نگذاشته است. آنها استدلال میکنند ایران با یافتن شرکای جدید تجاری و با تقویت ارتباط با همپیمانان قدیمی خود توانسته آثار تحریمهای اقتصادی را به حداقل ممکن برساند. آنها بر این باورند تحریمها علیه ایران شکست خورده است؛ به عنوان نمونه این عده معتقدند ایران در فروش نفت خود توانسته از موانع تحریمها عبور و با کسب مهارتهای لازم، اثر تحریمهای اقتصادی را خنثی کند.
عدهای نیز پا را فراتر گذاشته و تحریمها را به منزله خیر و برکت برای اقتصاد ایران در نظر میگیرند. این افراد چنین میاندیشند که تحریمها باعث اختلال در واردات کالا شده و در اثر کاهش واردات، فضا برای تولیدات داخلی مهیا شده و در ادامه افزایش تولید داخلی منجر به تقویت بنیه بنگاههای تولیدی، افزایش خودکفایی در تولید، رشد اشتغال و در نهایت مانع از خروج ارز شده است.
در هر دورهای از تاریخ همواره برخی افراد بودهاند که تلاطمها و بحرانها را به گونهای جلوه دهند که گویی این بحرانها عافیت و بهروزی عمومی را برای جامعه به ارمغان آوردهاند. هرچند بر همگان روشن و هویداست که تحریمها چه آثار مخرب و زیانباری بر بدنه اقتصاد ایران تحمیل میکند. با این حال منتفعان تحریم با استفاده از قدرت اقناعسازی چنان وانمود میکنند که تحریمها موجبات رونق و شکوفایی اقتصاد را در پی داشته و خیر و مصلحت عمومی را پایهریزی میکنند. نیروی متقاعدکردن دیگران طی تاریخ همواره ابزاری قوی برای دنبالکردن منافع شخصی یا صنفی بوده است





دیدگاهتان را بنویسید