به گزارش گیل و دیلم ،روزنامه خراسان نوشت: با این حال هنوز عدهای حاضر نیستند از دوگانهسازیها دست بردارند.
ایزدی نماینده تهران مینویسد: «بچههای دلاور نیروی مسلح به اراده محکم خود عمل میکنند؛ جواب ترسوها با مردم.» کوچکزاده که سابقه قابلتوجهی در تولید جنجالهای رسانهای و اظهارات نامتعارف دارد، ترجیح داد به جای شنیدن صدای فرماندهان خط مقدم، روایت خود را تکرار کند و بنویسد: «دست نیروهای جانبرکف نظامی را نبندید.»، اما نقدعلی که پیشتر نیز بهدلیل نقل یک گزاره نادرست از رهبر انقلاب خبرساز شده بود، در اوج نیاز کشور به همگرایی و انسجام، بار دیگر نشان داد دغدغه اصلیاش تسویهحسابهای سیاسی است و با لحنی طعنهآلود نوشته: «دشمن از وعدههای صادق میترسد نه وعدههای باقر.»
عجیب است؛ کسانی که کیلومترها از خط مقدم فاصله دارند، بیشتر از فرماندهان میدان درباره جنگ و مذاکره نسخه میپیچند. سید مجید موسوی که هزینه نبرد را با جانش میپردازد، از ضرورت همافزایی دیپلماسی و میدان میگوید؛ اما عدهای همچنان سرگرم هستند. گویی برای آنان دعوای سیاسی مهمتر از فهم الزامات جنگ است.
شاید بد نباشد این دوستان به جای صدور بیانیههای روزانه، کنایهپراکنیهای سیاسی و ساختن دوقطبیهای مصنوعی، یک گزارش عملکرد از یک سال گذشته خود ارائه کنند؛ از روزهای جنگ ۱۲ روزه تا امروز. آن وقت میتوان سنجید سهم واقعی آنان در تقویت بازدارندگی، انسجام ملی، خنثیسازی عملیات روانی دشمن و حل مسائل کشور چه بوده است. بعید نیست اگر تمام دستاوردهای عملی این طیف را کنار هم بگذاریم، حجم آن حتی به یک صفحه A ۴ هم نرسد؛ هرچند حجم سخنرانیها، توئیتها و حاشیهسازیهایشان احتمالاً چندین جلد کتاب خواهد شد.
حمله وحدت شکنان به «برای ایران»
بخش دیگری از پیام دو روز قبل فرمانده نوک پیکان توان آفندی نیروهای مسلح کشور به درخواست از مردم برای حفظ حضور در خیابانها اختصاص داشت. اما هیچ کس از خود نمیپرسد که چرا سید مجید نقطه زن هم از لزوم حفظ حضور در خیابانها میگوید؟ چه واقعهای در جریان است که فرمانده هوا و فضای سپاه هم باید از مردم تمنای باقی ماندن در خیابانها را داشته باشد؟
پاسخ به این سوال گفتنی نیست؛ چشمهایی بینا میخواهد که با خود به خیابان ببرید و حضور الان مردم در خیابانها را با روزهای گذشته مقایسه کنید و ببینید که این نور در روزهای اخیر کم فروغ شده است. نکتهای که مورد توجه مجری برنامه «ایران من» هم قرار گرفت. محمدرضا شهیدیفرد در چند جمله کوتاه بدون اشاره به اسم فرد یا گروهی خاص گفت: جمعیت تجمعات شبانه در میدان ولیعصر طی چند روز گذشته نصف شده؛ میگویند دلیلش این است که برخی بدون سند و مدرک درباره چیزهایی حرف زدند و توهمات و تصوراتی را بین مردم مطرح کردند. مردم میگویند که در این ۱۰۰ شب، حول رهبر شهید انقلاب، ایران و انقلاب جمع شدهایم و با اعتماد به حاکمیت آمدهایم تا از آن دفاع کنیم؛ از حرفهای ناصوابی که هیچ فایدهای جز فاصله انداختن ندارد دست برداریم.
همین چند کلمه وحدت طلبانه شهیدی فرد، اما بلافاصله برای رسانههای وحدت کُشان رادیکال این روزهای کشور تبدیل به پیراهن عثمان میشود. شهیدی فرد مورد حمله قرار میگیرد و اظهارات کاملا درست او را دستاویزی برای حمله به قالیباف قرار میدهند. شهیدی فرد را _که اتفاقا حرفهای درستی هم زده_ همصدا با مشاوران قالیباف خطاب میکنند و به هر دو جهت ماجرا که هیچ ربطی هم به هم ندارند حمله میکنند. نکته جالب دیگر، اما ضلع سوم حملات این رسانه هاست که مستقیما به سپاه بر میگردد. جایی که با اشارات متعدد به تهیه کنندگی این برنامه از سوی سازمان اوج سپاه را هم تلویحا مورد نوازش قرار میدهند.
البته که این نوع رفتارها از سوی این جریان خاص مشت نمونه خروار است و چند روز قبل هم صحبتهای عجیب و غریب روحانی معروف [قاسمیان]در تجمع میدان ولی عصر که از سوی برخی رسانهها به عنوان کنایه به رهبر انقلاب تفسیر شد، خبرساز شده بود؛ در جایی که او با حمله به مذاکره مطرح کرد که در بعضی موارد حتی کار از دست رسول اکرم (ص) و حضرت امیرالمومنین (ع) هم در میرفت …، اما سوال اساسی این جاست که اگر معتقدید کار از دست رهبری نظام هم در میرود و به توصیههای مستقیم ایشان مبنی بر حفظ وحدت هم وقعی نمیگذارید، در جهت مطامع سیاسی؛ یکی از معدود مجریان قدیمی و حرفهای صداوسیما را به سیاسی کاری متهم میکنید و حتی سپاه را هم به سیبل انتقادات تبدیل میکنید؛ حداقل توضیح دهید که دقیقا از چه کانال و مسیری با جمهوری اسلامی نسبت دارید که با هیچ بخشی از آن ذرهای همسویی ندارید؟





دیدگاهتان را بنویسید