به گزارش گیل و دیلم، روزنامه اطلاعات نوشت: آیا دست داشتن و تملّک دو اهرم، یعنی رسانه و پول، کافیاست تا در بحبوحههای حماسههای مردمی در حفظ کیان کشور، عدهای را آنچنان جرأت دهد، تا خلاف مصالح عمومی فریاد سر دهند؛ به خصوص که گویی، رسانهی ملّی را ملک طلق خویش کردهاند؟!
یاد داریم که در تشییع شهید گرانقدر، سردار سلیمانی، ناگهان با فرونشست گلایهها و دلخوریها، مردم در تشخیص اولویتها، چه میزان برندهی صحنه شدند و در آن حضور فرامیلیونی چه پیامی را به دشمنان این آب و خاک مخابره کردند. شوربختانه اندکی نگذشت که همان اقلیت پر پژواک، با بعضی طرحها و لوایح، پاسخ آن تجمیع بینظیر انسانی را دادند و در را بر همان پاشنههای فرسودهی پیشین چرخاندند.
دریغ و افسوس، عدهای که امید بسته بودند، تا حماسهی تشییع سردار، سرآغاز بازگشت اصول به دو خیمهگاه اصولی و اصلاحی شود، با اتفاقات ناگوار بعدی ـ که ذکرشان تألّمزاست ـ دوباره سر به زانوی یأس نهادند و ناباورانه، حتی پس از پیروزی مردم در جنگ دوازده روزه، با انواع صیانتورزی(!)، شاهد نادیدهگرفتن مردم شدند.
اگر تشییع رهبر شهید(ره)، دوباره در همان شور و حماسههای تجربهشدهی چند روزه خلاصه شود، اما برای عبرتپذیران و حاکمان و کارگزاران، بهرهی چندانی در جهت پاسداشت روح جمعیِ ایرانی نیاورَد، الحق باید بر آن دریغ آورد؛ هم حق آن خون به ناحقریخته برآورده نخواهد شد و هم در سر و صدای اقلیت، همهچیز مصادره به مطلوب خواهد گشت.
درک این نکته، که امروز، کارگزاران و سیاستورزان عملگرا، تا چه میزان درگیر حلّ و فصل مشکلات کلان کشور هستند، بر هر کودک دبستانی هم آشکار و هویداست؛ چگونه است که برخی سنوسالدارها، همچون شاگردان شلوغ و انگشتشمارِ کلاسها، در صدد برهمزدن تمرکز در کلاس هستند!؟
تا اینجا، تازه حملمان بر صحت است؛ یعنی فرض را بر این میگذاریم، که گروهی از سر بیشفعالی یا اصرار بر دیده و شنیدهشدن، مرتب بر چهرهی این کلاس نودمیلیونی ناخن میکشند و سر و صدا راه میاندازند؛ وگرنه اگر از خوشبینی و حمل به صحت فاصله بگیریم، فرضیات دیگری به میان میآید، که کاممان را تلختر میکند





دیدگاهتان را بنویسید